سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
72
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مىباشد بلكه مىتوان گفت تزويج بعد از عتق بمراتب زوجيّت جديد را از آنچه قبلا بوده نسبت به تزويج پس از طلاق بائن ابعد قرار مىدهد . لازم به تذكّر است كه در حكم مذكور فرقى نيست بين اينكه شوهر اوّل همسرش را آزاد كند و سپس با مهر جديدى با وى ازدواج كند يا پس از خريدن با وى ازدواج كرده و مهريّهاش را عتق و آزادى او قرار دهد چه آنكه هردو در علّت مذكور يعنى بطلان زوجيّت بواسطه خريدن با هم مشتركند . قوله : ثمّ عتقها و تزويجها بعده : ضميرهاى مؤنث به زوجه راجع بوده و ضمير در [ بعده ] به عتق عود مىكند . قوله : بشرائها : يعنى شراء زوجه . قوله : كتزويجها بعد الطّلاق البائن : ضمير در [ تزويجها ] به زوجه راجعست . قوله : بل ابعد : شايد وجه ابعد بودن اين باشد كه در طلاق بائن صرفا طلاق زن را از زوجيّت با مرد خارج مىكند ولى در اينجا نه تنها زن از زوجيّت خارج شده بلكه از رقيّت نيز رها شده و پساز خريدن و عتق آزاد شده و گويا ماهيّت او عوض شده است . قوله : تزويجها بعد العتق : يعنى پس از خريدن آزادش كند و سپس بدون شرط و قيدى شوهر با وى ازدواج كرده و مهريهاش را مالى از اموال قرار بدهد . قوله : و تزويجها به : ضمير در [ تزويجها ] به امه راجع بوده و در [ به ] به زوج عود مىكند . قوله : جاعلا له مهرا : كلمه [ جاعلا ] حالست از ضمير در [ به ]